محمد باقر شريعتى سبزوارى

27

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

همراه دارد ؛ 3 . عقل مقدّم بر حسّ است و ادراك معانى كليه ، مقدّم است بر ادراك جزئيات ؛ 4 . راه حصول علم مشاهدهء « مُثُل » است . از همان زمان خود افلاطون به وسيلهء شاگردش ارسطو با اين عقيده مخالفت شد و وجود معلومات قبلى ، بلكه وجود روح قبل از بدن و هم‌چنين تقدم عقل بر حسّ و تقدم ادراكات كلى بر ادراكات جزئى ، مورد انكار قرار گرفت . [ نظر ] ارسطو اساس نظريهء ارسطو در باب علم و معرفت بر اين است كه روح در ابتدا در حد قوه و استعداد محض است و بالفعل واجد هيچ معلوم و معقولى نيست ، تمام معقولات و معلومات به تدريج در همين جهان برايش حاصل مىشود . بعد از ارسطو پيروان مكتب وى عقل را از لحاظ طى مراحل مختلف و درجاتى كه در همين جهان در راه تحصيل معرفت مىپيمايد ، به درجاتى تقسيم كرده‌اند كه از اين قبيل : عقل بالقوه ، عقل بالملكه ، عقل بالفعل ، عقل بالمستفاد ( با اختلاف بيان‌هايى كه در تقرير اين مراتب هست ) . گويند : اوّل كسى كه اين طبقه بندى را مطابق مسلك ارسطو بيان كرده است اسكندر افريدوسى از حكماى اسكندريه است . مطابق نظريهء ارسطو ادراك جزئيات ، مقدّم است بر ادراك كليات ؛ يعنى ذهن ابتدا به درك جزئيات نايل مىشود ، سپس به وسيلهء قوهء عاقله به تجريد و تعميم مىپردازد و معانى كليه انتزاع مىكند . نظريهء ارسطو در باب حصول معرفت ، شامل دو قسمت اصلى زير است : 1 . ذهن در ابتدا واجد هيچ معلوم و معقولى نيست ، تمام ادراكات و تصورات جزئى و كلى در همين جهان براى نفس حاصل مىشود ؛ 2 . ادراكات جزئى مقدّم است بر ادراكات كلى .